آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٥

اخبار


درگذشتگان
درگذشت استاد احمد آرام
فاضل دانشمند, محقق و مترجم ارجمند مرحوم استاد احمد آرام يكى از مفاخر عالمان و دانشمندان, و يكى از مترجمان نامدار عصر حاضر به شمار مى رفت. فقيد سعيد در نخستين روز از فروردين ١٢٨٣ش (عيد سعيد غدير خم ١٣٢١ق) در خانواده اى متدين و مذهبى, در تهران زاده شد. پس از پشت سر نهادن دوران كودكى, دوره ابتدايى و متوسطه را در مدارس دانش, ترقّى, علميه و دارالفنون به پايان رسانيد و در سال ١٣٠٢ش فارغ التحصيل شد. سپس به مدرسه طبّ رفت, ولى آن را ناتمام گذاشته و به كار معلّمى پرداخت, او در اين مدت در مدارس علميه, فلاحت, شرف و دارالفنون به تدريس شيمى, فيزيك, رسم فنّى و هيئت پرداخت و در همين زمان به تأليف كتاب هاى درسى (دوره فيزيك و شيمى) ـ در ده جلد ـ با همكارى آقايان: فصيحى و نصيرى دست زد و شهرت بسزايى كسب كرد و در كنار اينها به تحصيل منطق, فقه و معانى بيان نزد مرحوم اعتماد الاسلام همّت گماشت. او با همّت و پشتكار عالى خويش موفق شد زبان هاى عربى, انگليسى و فرانسه را به خوبى بياموزد و بر آنها ـ همانند زبان مادرى اش ـ چيره شود و در سايه همين تسلط بود كه در طول عمر با بركت خويش توانست ده ها اثر از بزرگان جاويد علم و فلسفه را به پارسى درآورد. وى همچنين از ديرباز عضو برجسته فرهنگستان زبان و ادب فارسى بوده است. استاد به دين و اخلاق سخت پايبند بود و با قرآن مأنوس, و غيبت و دروغ و مال حرام نزد او بسيار منفور بود. او خود مى گفت:
(سعى مى كنم كه موحّد باشم, توحيد اصل دين اسلام است, توحيد يعنى آدم غير از خدا هيچ چيزى را مؤثر نداند. اين هاست كه مرا تاكنون اين طور نگهداشته, ان شاءاللّه كه درست بوده…).
او درباره آموختن زبان عربى مى گويد:
(عربى دانستن من روى روح دينى من است. چون پدرم خيلى متدين بود و ماه رمضان كه مى شد شايد ده پانزده قرآن, ختم مى كرد. هميشه سحر برمى خاست و به نماز و دعا مشغول مى شد و من همان طور بار آمده بودم و به قرآن اُنس شديدى داشتم و در مدرسه قرآن و دعا مى خواندم. بعد خيلى به قرآن سرمى كشيدم, اين است كه به زبان عربى انس گرفتم…).
ترجمه هاى ايشان در نثر شيوا, قلم جذّاب و زيبا, شيرينى تعبير و استوارى بيان مشهور است.
برخى از آثار آن مترجم فقيد, عبارتند از:
* ترجمه كتاب (الحياة) ـ ٣ج ـ (نوشته: محمدرضا حكيمى و ديگران)
١. اثبات وجود خدا (از: جان كلوور مولسما)
٢. ارتباط غير زبانى ميان خدا و انسان (توشيهوكو ايزوتسو)
٣. خدا و انسان در قرآن (از: ايزوتسو)
٤. اثبات وجود خدا براى بى دينان (از: موريتمر آدلر)
٥. تصحيح كيمياى سعادت (امام محمد غزالى)
٦. مقدمه اى بر فلسفه (اوزوالد كولپه)
٧. لغات قرآن
٨. در سايه قرآن ـ ١٢جزء ـ (ترجمه (فى ظلال القرآن) سيد قطب)
٩. ترجمه بخش هايى از (الاتقان فى علوم القرآن) (جلال الدين سيوطى)
١٠.احياء فكر دينى در اسلام (از: محمد اقبال لاهورى)
١١. سه حكيم مسلمان (از: سيد حسين نصر)
١٢. تاريخ مصور علوم اسلامى (از: سيد حسين نصر)
١٣. متفكران اسلام (از: بارون دوكارادووو) ـ ٣ج ـ
١٤. وعده راست (از: طه حسين, ترجمه (الوعد الحق))
١٥. على و دو فرزندش (از: طه حسين, ترجمه (على وبنوه))
١٦. تاريخ نجوم اسلامى (از: كرلو الفرونسو نلّينو)
١٧. علم و تمدن در اسلام (از: سيد حسين نصر)
١٨. مكه مكرمه و مدينه منوره (از: امل اسين)
١٩. انتقال علوم يونانى به عالم اسلام (از: دليسى اوليرى)
٢٠. گفتار رمضان (از: شيخ على الطنطاوى)
٢١. مشرق زمين گاهواره تمدن (از: ويل دورانت)
٢٢. نظريات كلامى شيخ مفيد (از: مارتين مكدرموت)
٢٣. نامه كندى به معتصم در فلسفه اولى (از: احمد فؤاد الاهوانى)
٢٤. تاريخ اسلام كمبريج ـ ٢ج ـ (تأليف: دانشگاه كمبريج)
٢٥. كشاف اصطلاحات الفنون (از تهانوى, با همكارى: عبداللّه نورانى)
٢٦. منطق اكتشاف علمى (از: كارل پوپر) ـ ٣ج ـ
٢٧. تاريخ علم (از: جورج سارتون)
٢٨. هگل و مبادى انديشه معاصر (از: امير مهدى بديع)
٢٩. يونانيان و بربرها (از: اميرمهدى بديع) ـ ٢ج ـ
٣٠. تحقيقى درباره انسان (از: ارنست كاسپر)
٣١. پندار گسترش پذيرى بى پايان حقيقت (از: امير مهدى بديع)
٣٢. تحديد نهايات الاماكن لتصحيح مسافات المساكن (از: ابوريحان بيرونى)
٣٣. فلسفه هاى بزرگ (از: پيردوكاسه)
٣٤. علم و مردم (از: جيمز كونانت)
٣٥. كتاب هيئت (از: آيه مورو)
٣٦. فلسفه تربيت (از: هرمن هارل هورمن)
٣٧. پرورش ذهن (از: هـ, دوموسيه)
٣٨. فنّ ديرزيستن (از: دودوويل گاستون)
٣٩. روح ملّتها (از: آندره زيگفريد)
٤٠. تنظيم بيست مقاله (از: سيد حسن تقى زاده)
٤١. مرزهاى دانش (از: لين هوايت)
٤٢. شش بال (از: جورج سارتون)
٤٣. كليدهاى خوشبختى (ترجمه از عربى)
٤٤. نقدى بر نوينيگرى (از: پيترل, برگر)
٤٥. علم به كجا مى رود (از: ماكس پلانك)
٤٦. علم, نظريه و انسان (اروين شرودينگر)
٤٧. نام دانشها و فنها و هنرها (از: جوزف تيكوساينر)
٤٨. آموزش و پرورش زنده (از: تى پى شترد)
٤٩. معماهاى منطقى و رياضى (از: جورج سمرز)
٥٠. جهان در سال دو هزار (از: پيرماسه) ـ با همكارى ديگران ـ
٥١. بحثى در قضيه فيثاغورس و سى راه مختلف اثبات آن (از: اميل فورى)
٥٢. نسبيت براى همه (از: جيمز كولمن)
٥٣. فرهنگ اصطلاحات جغرافيايى (اشتراك در تأليف)
٥٤. كتابهايى كه دنيا را تغيير دادند (از: روبرت دوتر)
٥٥. ماه مصنوعى (از: جان لولين)
٥٦. پيدايش و مرگ خورشيد (از: ژرژ گاموف)
٥٧. تلفن شما چگونه كار مى كند؟ (از: هرمن و نينا اشنايدر)
٥٨. ماشينهاى خانگى چگونه كار مى كند؟ (از: همو)
٥٩. زبان آموز فارسى (لغات فارسى با معادل عربى و انگليسى)
٦٠. جغرافياى صنعتى جهان (از: پير ژرژ)
٦١. الكتريسيته و مغناطيس (از: مارسل بول)
٦٢. فلسفه هاى بزرگ (از: پيردوكاسه)
٦٣. حساب ديفرانسيل و انتگرال براى همه (سيلوانوس تامسن)
٦٤. تكامل علم فيزيك (از: آلبرت انيشتين ولئوپولد اينفلد)
٦٥. كليات جغرافيا
٦٦. اصول حفظ الصحة
٦٧. صدوبيست مسأله حساب
٦٨. حل المسائل فيزيك (٥ج)
٦٩. نقشه آسمان
٧٠. نقشه هندسى
٧١. هديه سال نو. (نخستين تأليف وى در سال ١٣٠٢ش)
سرانجام آن مترجم و محقق بزرگوار, به تاريخ ١٥ فروردين ١٣٧٧ش (٦ذيحجه ١٤١٨ق) در ٩٤ سالگى بدرود حيات گفت و پس از تشييعى باشكوه در (قطعه فرهيختگان) بهشت زهرا آرام گرفت. آينه پژوهش به سهم خود اين ضايعه اسف بار را به جامعه علمى و ادبى تسليت گفته و يادآور مى شود كه مرحوم استاد آرام در نشستى كه چند سال پيش در دفتر اين مجله, داشت به نكات و تجربيات سودمندى اشاره كردند كه خلاصه اى از آن در شماره ششم (سال اول, فروردين و ارديبهشت ١٣٧٠) به چاپ رسيد.
در غم فقدان اين پير ترجمه پيام هاى تسليت از سوى رياست جمهورى و وزراى فرهنگ و ارشاد اسلامى و فرهنگ و آموزش عالى صادر شد. روانش شاد و ياد و يادگارش پايدار باد. درگذشت دكتر ابوالحسن شيخ
استاد معظّم, دانشمند گرانقدر مرحوم دكتر ابوالحسن شيخ ـ قدّس سرّه ـ بنيانگذار و پدر علم شيمى نوين ايران به شمار مى رفت. فقيد سعيد در سال ١٢٨٦ش (١٣٢٤ق) در تهران, در بيت علم و تقوا ديده به جهان گشود. پدرش مرحوم دكتر محمد شيخ ـ احياءالملك ـ از نوادگان علامه بزرگوار شيخ حرّ عاملى صاحب وسائل الشيعه (م١١٠٤ق) و يكى از پزشكان و جراحان متدين تهران و از اصحاب آيت اللّه العظمى شيخ عبدالنبى نورى بود.
وى دوره ابتدايى و دوره اول متوسطه را در مدارس مسعوديه, ثروت و دارالفنون گذراند و پس از آن به مدرسه صنعتى ايران ـ آلمان رفت و در رشته شيمى و داروسازى به تحصيل ادامه داد. سپس در سال ١٣٠٦ش, جزو نخستين گروه دانش آموزان ايرانى بود كه براى ادامه تحصيل به اروپا اعزام شد و پس از هشت سال اقامت در آلمان موفق به دريافت دكتراى شيمى در بخش مواد ضد عفونى گرديد. او اوّلين ايرانى بود كه دكتراى شيمى دريافت كرد و در مدّت ٣٢سال تدريس پى درپى و مداوم, صدها نفر از دانشجويان را در اين رشته تربيت نمود و در سال ١٣٢٢ش در تاسيس دانشكده علوم نقش اساسى داشت. دانشسراى عالى, دانشكده علوم, آزمايشگاه شيمى اداره دخانيات و آزمايشگاه اداره غلّه كشور مكان هايى بودند كه شاهد ده ها سال تدريس و خدمت وى بودند. او از سال ١٣٣٥ تا ١٣٣٧ سرپرست دانشجويان ايرانى در آلمان بود و در تربيت دينى و سلامت روحى آنان نقش چشمگيرى را ايفا نمود و پس از دو سال به دليل روحيه مذهبى اش, از كار بركنار گرديد. در آذرماه ١٣٣٢ش به نمايندگى از سوى آيت اللّه كاشانى, در مؤتمر اسلامى بيت المقدس شركت جُست و در سال ١٣٦٥ش بازنشسته گرديد و به مطالعه كتاب هاى دينى و عرفانى به خصوص تفسير شريف الميزان و كتاب هاى مرحوم آيت اللّه شاه آبادى و استاد شهيد مرتضى مطهرى اشتغال داشت, وى هماره در تربيت دينى خويش مى كوشيد و ساليان بسيار از محضر عرفان و اخلاق مرحوم آقا شيخ رجبعلى خياط بهره مند شد.
تأليفات آن فقيد عبارتند از:
١. تئوريهاى شيمى آلى (٢ج)
٢. عمليات شيمى آلى (٢ج)
٣. تمرينات و تجربيات شيمى آلى ارگانيك
آن مرد بزرگ, در روز نخست فروردين ١٣٧٧ش در نودسالگى چشم از جهان فرو بست و به مواليان طاهرينش پيوست. درگذشت حجةالاسلام والمسلمين هنرور خويى
حضرت مستطاب حجةالاسلام والمسلمين آقاى حاج شيخ جليل (بن مرتضى بن جليل) هنرور خويى ـ طاب ثراه ـ يكى از مفاخر علماى خوى به شمار مى رفت.
فقيد سعيد در سال ١٣٠٥ش در خوى به دنيا آمد و پس از پشت سر نهادن دوران كودكى و نوجوانى, در سال ١٣٢٣ش به مدرسه علميه نمازى خوى رفت و به فراگيرى علوم دينى اشتغال ورزيد. وى در مدت چهارده سال ادبيات و سطوح عالى فقه و اصول را به خوبى فراگرفت. مقدمات را از مرحوم شيخ على مجتهدى و مرحوم حاج ميرعلى محدث و شيخ جابر فاضلى خويى و سطوح فقه و اصول و كلام و هيئت را از آقايان: شيخ عبدالحسين اعلمى, سيد ابراهيم علوى و شيخ صادق فراهى آموخت و در سال ١٣٣٧ش, مديريت مدرسه مزبور را بر عهده گرفت و اين وظيفه تا سال ١٣٥٧ش به طول انجاميد. وى در اين مدت ـ و تا پايان عمر مباركش ـ به تدريس علوم دينى (رسائل و مكاسب, معالم و قوانين و شرح لمعه) پرداخت و ده ها نفر از فضلا و طلاب را تربيت نمود و همزمان در سه مسجد, اقامه نماز جماعت در سه وقت مى نمود و خانه اش ملجأ و مأواى مستمندان و محل رفع دعاوى و اصلاح بين الناس بود. وى از بام تا شام را يكسره به تدريس معارف اهل بيت, گره گشايى از كار مردمان, پاسخگويى به مشكلات دينى مردم و اداره مساجد و مدارس مى گذراند و اوقات بيكارى اش ـ حتى تا پاسى از شب ـ را مصروف مطالعه كتاب هاى مختلف مى نمود و از اين رهگذر بر تفسير و تاريخ و حديث و ادبيات عرب و عجم تسلّطى فراوان داشت و همه مطالب را به حافظه خود سپرده بود. خطش بسيار زيبا و مجلسش شيرين بود و از برخى علماى قم و نجف اجازات متعدد داشت. وى به تجديد بناى مساجدى چند (از جمله مسجد سيد يعقوب) و مقبره آخوند نوايى موفق شد و در صدد احداث بيمارستان خيريه ٥٠٠ تختخوابى آيت اللّه خويى برآمد كه تاكنون به موفقيت چشمگيرى نائل شده است. از آثارش كتاب (توضيح الاسماء) در بيان وجه تسميه پيامبران و امامان و علماى شيعه و سنّى, و شرح حال آخوند ملا زين العابدين نوائى بوده است.
وفاتش در ٧١سالگى, در ٧ شوال المكرم ١٤١٨ق (بهمن ١٣٧٦ش) روى داد و پيكرش پس از تشييع بسيار باشكوه در مقبره آخوند مدفون گرديد. درگذشت استاد سيد عبدالرزاق الحسنى
دانشمند معظم و نويسنده شهير, شيخ المورخين العراقيين استاد سيد عبدالرزاق حسنى آل حلو يكى از برترين نويسندگان و محققان عراقى به شمار مى رفت. آن فقيد در سال ١٩٠٣م (١٣٢٢ق) در بغداد زاده شد و آموزش ابتدايى را در جامع خفافين, و دروس عالى را در (مكتب الترقى الجعفرى العثمانى) فراگرفت و در آنجا زبانهاى تركى و فرانسه را نيز بياموخت. سپس در سال ١٩٢٠م (١٣٤٠ق) در اثر حوادث انقلاب عراق ـ ثورة العشرين ـ به نجف رفت و به عنوان معلّم در مدرسه اميريه به كار تعليم و تربيت پرداخت و پس از آرامش اوضاع بغداد, بدانجا بازگشت و در دارالمعلّمين به تحصيل مشغول شد و در آنجا بود كه به نگارش مقالات و روزنامه نگارى پرداخت و نخستين كتابش در سال ١٩٢٢م با نام (المعلومات المدنية لطلاب المدارس العراقية) به چاپ رسيد.
وى در طول زندگى اش وظايف فرهنگى مختلفى را عهده دار بود (مانند: رياست كنگره بيست و پنجم مستشرقين در مسكو, ١٩٦٠م, و ديوان محاسبات نخست وزيرى عراق) و در كنار اين وظايف, ده ها كتاب و مقاله دينى, تاريخى, جغرافى و شناخت ملل و نحل در مجلاّت عربى منتشر نمود.
نوشته هاى وى همواره مصدرى مهم براى عموم پژوهشگران فرهنگ و تاريخ عربى به شمار مى رفت. خود وى مى گفت:
(برايم در زندگى هيچ لذّتى بالاتر از مطالعه كتاب نيست, من هر روز بيش از ده ساعت مطالعه مى كنم و بيشتر افرادى كه در خانه ام به ديدارم مى آيند, دانشجويانى هستند كه در مراحل عالى به تحقيق و بررسى اشتغال دارند و اين برترين نعمتى است كه نصيب اين جانب شده كه مردى در آستانه نودسالگى داراى هوش و حافظه اى قوى باشد, خدا را در هر حال شكر مى كنم…).
برخى از آثار ماندگار آن فقيد عبارت است از:
١ـ اسرار الانقلاب; ٢ـ الاسرار الخفية فى حوادث السنة١٩٤١ التحريرية; ٣ـ تاريخ الثورة العراقية; ٤ـ تاريخ العراق السياسى الحديث ـ ٣ج ـ; ٥ـ العراقى فى دورى الاحتلال و الانتداب ـ ٢ج ـ; ٦ـ الخلاف العراقى البريطانى سنة ١٩٤١م; ٧ـ الثورة العراقية الكبرى; ٨ـ تاربخ الوزارات العراقية ـ ١٠ج ـ; ٩ـ العراق فى ظل المعاهدات; ١٠ـ العراق قديماً و حديثا; ١١ـ موجز تاريخ البلدان العراقية; ١٢ـ المعلومات المدنية لطلاب المدارس العراقية; ١٣ـ رحلة فى العراق; ١٤ـ تحت ظلال المشانق; ١٥ـ الاصول الرسمية لتاريخ الوزارات العراقية; ١٦ـ الاغانى الشعبية فى شعوب الاغنية; ١٧ـ تاريخ الصحافة العراقية; ١٨ـ البابيون فى التاريخ; ١٩ـ البابيون والبهائيون فى حاضرهم وماضيهم; ٢٠ـ تعريف الشيعة; ٢١ـ الخوارج فى الاسلام; ٢٢ـ الصابئه قديماً و حديثا;٢٣ـ الصابئون فى حاضرهم وماضيهم; ٢٤ـ اليزيديون فى حاضرهم وماضيهم; ٢٥ـ اليزيدية او عبدة الشيطان; ٢٦ـ عبدة الشيطان فى العراق.
سرانجام آن دانشمند فقيد, پس از ٩٥ سال زندگى در اثر بيمارى, در شوّال المكرم ١٤١٨ق در بغداد بدرود حيات گفت. روانش شاد باد. درگذشت حجت الاسلام والمسلمين آل على شاهرودى
حضرت مستطاب حجت الاسلام والمسلمين آقاى حاج سيد جواد حسينى آل على شاهرودى ـ قدس سره ـ داماد آيت اللّه العظمى شاهرودى و يكى از افاضل دانشمندان به شمار مى رفت.
فقيد سعيد در ٢٧ جمادى الاول ١٣٤٨ق (١٣٠٨ق), در نجف اشرف در بيت علم و تقوا و فضيلت به دنيا آمد. پدرش مرحوم آيت اللّه حاج سيد حسين آل على (م١٣٧٣ق) از علماى شاهرود و از شاگردان آيات عظام حاج شيخ عبدالكريم حايرى, ميرزاى نائينى, آقا ضياء عراقى و سيد ابوالحسن اصفهانى بود.
معظم له مقدمات علوم دينى و سطوح را نزد پدر بزرگوارش و آيت اللّه سيد جعفر موسوى مروج ـ مؤلف منتهى الدراية ـ آموخت و پس از آن در درسهاى فقه و اصول حضرات آيات عظام: آقاى شاهرودى و آقاى خويى حاضر شد و بهره فراوان برد و همزمان با آن به تدريس سطوح و اقامه جماعت در (مسجد الامام المهدى) و ارشاد و راهنمايى مؤمنان پرداخت. ايشان همچنين يكى از اعضاى هيئت استفتاء آيت اللّه شاهرودى و مسؤول دفتر و بعثه حج آن مرجع فقيد بود كه از اين رهگذر توانست خدمات فراوانى را به طلاب حوزه علميه بنمايد و….
وى مقيد بود زيارت عاشورا را هر روز قرائت كند و بارها, پياده از نجف به كربلا مشرّف مى شد, كه برخى از اين سفرها به همراهى مرحوم آيت اللّه شاهرودى بود. در سال ١٣٩٥ق بود كه به دليل فشار بسيار حكومت بعث به ايرانيان مقيم عراق, وى به كويت مهاجرت كرد و در آنجا به بزرگداشت شعائر دينى و تبليغ و تدريس و تاسيس مساجد و مدارس پرداخت كه مدرسه علميه آيت اللّه خويى از آن جمله است.
در سال ١٣٧٠ش (١٤١٢ق) به تهران آمد و به تأسيس بيمارستان سيصد تختخوابى چشم پزشكى پيامبران ـ كه در ايران بى نظير است و فاز اول آن در خرداد ١٣٧٧ افتتاح خواهد شد ـ موفق گرديد.
از آن عالم بزرگوار تاليفاتى به چاپ رسيده است, كه عبارتند از:
١. المحاضرات فى التاريخ والحديث ـ ٢ج ـ (مجموعه ١٠١ سخنرانى وى در موضوعات قرآنى, حديثى, تاريخى, اخلاقى); ٢. الانسان فى مراحل السّت (اين كتاب به فارسى وارد و ترجمه شده است); ٣. الامام المهدى و ظهوره; ٤. آداب الحرمين ـ فارسى و عربى ـ; ٥. صحيفة المتهجد ـ فارسى و عربى ـ; ٦. المراقبات فى اعمال الجمعة; ٧. كتاب الارث (الارث فى جداول); ٨. شخصية المسلم; ٩. من معالم الاسلام و آدابه; و آثار مخطوط وى عبارتند از:
١٠. تقريرات درس فقه آيت اللّه شاهرودى; ١١. تقريرات درس فقه آيت اللّه خويى; ١٢. تقريرات درس اصول آيت اللّه خويى.
سرانجام آن عالم بزرگوار, پس از تحمل سال ها بيمارى و اسارت بستگانش (فرزند و داماد و نوادگانش همچنان در چنگال رژيم بعثى عراق گرفتارتند) در هشتم فروردين ١٣٧٧ (اول ذيحجة الحرام ١٤١٨ق) در ٧٠ سالگى چشم از جهان فرو بست و پس از تشييع و نماز آيت اللّه حاج سيد محمد شاهرودى بر پيكر پاكش, در صحن حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه ـ سلام الله عليها ـ مدفون گرديد. درگذشت آيت اللّه ميرزا محمّد آيت اللهى
حضرت مستطاب آيت اللّه ميرزا محمّد آيت اللهى زنجانى يكى از برترين شخصيتهاى علمى زنجان به شمار مى رفت. فقيد سعيد در تاريخ ١٩ ربيع الثانى ١٣٤٢ق, در زنجان در بيت علم و فضيلت چشم به جهان گشود. پدرش مرحوم آيت اللّه شيخ احمد دو اسبى (١٢٩٦ـ١٣٥٢ق), از شاگردان آيات عظام: آخوند خراسانى و سيد محمد كاظم طباطبايى يزدى و از علماى محترم شهر بود. وى پس از پشت سر نهادن دوران كودكى و نوجوانى, به تحصيل علوم دينى روى آورد و ادبيات را نزد ميرزا اصغر فقاهتى و ميرزا يحيى مدرس فرا گرفت. در نوزده سالگى (١٣٦١ق) به قم آمد و سطوح را نزد حضرات آيات: سيد جمال مزلقانى (قوانين), حاج آقا روح الله كمالوند و شيخ موسى عباسى زنجانى (مكاسب), شيخ عبدالكريم خوئينى و ميرزا محمد مجاهدى تبريزى (و رسائل و كفايه) آموخت و پس از آن به درس خارج فقه و اصول آيت اللّه حجت و خارج اصول آيت اللّه العظمى بروجردى حاضر شد و همزمان حكمت را از محضر شيخ اسحق آستارايى و آقا سيد حسين قاضى تبريزى و هيئت را از مرحوم علامه طباطبايى فراگرفت.
معظم له در سال ١٣٦٩ق, پس از اخذ اجازات متعدد علمى از اساتيد خويش و برخى علماى نجف چون: آيت اللّه حكيم و آيت اللّه خويى, به زادگاهش بازگشت و به تدريس علوم دينى و اقامه جماعت در مسجد ميرزا احمد پرداخت و رفته رفته در آن شهر موقعيتى بس والا كسب كرد و مورد توجه فضلا و حوزه علميه قرار گرفت.
وى علاوه بر ساير كمالات علمى و اخلاقى خويش, خطّى بسيار زيبا داشت و انواع خطوط را نيكو مى نوشت و يكى از خوشنويسان زنجان به شمار مى رفت. همچنين در تأليف و گردآورى دقائق علمى و تاريخى كوشا بود و از هر فرصتى براى مطالعه و كتابت بهره مى برد.
آثارى چند, به خط نكويش بر جاى مانده كه عبارت است از:
١. جامع الروايات المروية عن الائمة الهداة (در عقايد و اخلاق); ٢. تاريخ اسلام (از ابتدا تا پايان); ٣. المختار من ابحاث المعالم; ٤. سفره درويش (در علوم غريبه و كشكول).
وفات آن عالم بزرگوار در چهاردهم رمضان ١٤١٨ق (٢٣ دى ١٣٧٦ش) در ٧٦ سالگى در زنجان روى داد و پيكر پاكش پس از تشييعى باشكوه, در كنار مرقد مرحوم آيت اللّه شيخ فياض زنجانى ـ مدفون شد. ناصرالدين انصارى
*.*.*
فرهنگى
معرفى برگزيدگان پنجمين جشنواره مطبوعات
جشنواره مطبوعات امسال با حدود پانصد نشريّه در محل دائمى نمايشگاه هاى بين الملى تهران به مدت ده روز (از ١٧ تا ٢٧ ارديبهشت) تشكيل شد و محلى براى عرضه و نمايش توان مطبوعاتى كشور بود.
در روز نهم جشنواره, كه با حضور مسؤولان فرهنگى و ارباب مطبوعات كشور و سخنرانى وزير محترم ارشاد و معاونت مطبوعاتى وى در تالار وحدت برگزار شد, برگزيدگان اين جشنواره معرفى شدند كه نام برخى از آنها به اين شرح است:
در رشته مقاله: مسعود بوجارى از نشريه حقوق و اجتماع, مصطفى شريف النبى از روزنامه اطلاعات, فرهاد محمدى از نشريه نامه اتاق بازرگانى, مسعود جواديان از نشريه رشد آموزش ابتدايى, على ملك پور از روزنامه همشهرى, محمد حسن مقنى زاده از روزنامه جمهورى اسلامى, بهزاد عشقى از نشريه فيلم, مريم بصيرى از نشريه پيام زن, سيد احمد محيط طباطبايى از نشريه تماشاگران, احمد بيانى از نشريه ادبيات معاصر, ايرج شاكى نيا از نشريه تدبير, سيد ضياءالدين جوادى از روزنامه اطلاعات, سيد مهدى سيد بن اردبيلى و سيد هادى پيغمبردوست از نشريه استاندارد و كالاها. حميد انصارى از نشريه جنگل و مراتع, يحيى پاسدار خشكناب از نشريه علمى پژوهشى بهبود, عليرضا كاهانى از نشريه پزشكى قانونى. احمد عابدينى از نشريه فقه, على سليمى از نشريه حوزه و دانشگاه.
در رشته نقد: شهريار مندنى پور از نشريه دنياى تصوير, جهانبخش نورايى از نشريه فيلم, جواد اسحاقيان از نشريه ادبيات معاصر, هدايت اللّه بهبودى از نشريه كمان.
در رشته ترجمه: كامران احمدگلى از نشريه كانون زبان ايران, محمدرضا اللّه وردى از روزنامه ايران نيوز, مهرداد آزاد از روزنامه كيهان, حسين على نوذرى از فصلنامه تاريخ معاصر.
در رشته ادبيات, شعر, داستان, گزارش, مصاحبه و طرح و گرافيك كودكان و نوجوانان.
سعيد هنرمند از نشريه نگاه نو, عرفان نظرآهارى از نشريه سروش نوجوان, فريبا كلهر از نشريه سروش كودكان, آتوسا صالحى از نشريه سروش نوجوان, داود غفارزادگان از نشريه سروش نوجوان, جواد كاظمى, شراگيم امينى و نسترن ظفراردلان از نشريه خانه, سيد محمد سادات اخوى از نشريه ياران, محمد على سپهر افغان از نشريه سروش كودكان و محمد مهدى نورى از نشريه پوپك. برگزارى كنگره بزرگداشت آيت اللّه سيد عبدالحسين لارى
كنگره بزرگداشت (علامه مجاهد آيت اللّه سيد عبدالحسين لارى) در روزهاى سوم تا پنجم ارديبهشت در لار و جهرم برگزار شد.
در روز پنجشنبه سوم ارديبهشت با حضور جمعى از محققين حوزه و دانشگاه پيام رهبر معظم انقلاب توسط حجت الاسلام محمدى گلپايگانى قرائت شد:
بسم اللّه الرحمن الرحيم
برپاسازى بزرگداشت براى عالم عظيم الشان و مجتهد ممتاز, مجاهد مرحوم آيت اللّه العظمى حاج سيد عبدالحسين لارى كه اكنون بحمداللّه به تحقق پيوسته است از جمله كارهاى شايسته و وظايف مهم مسؤولان امور فرهنگى در جمهورى اسلامى است.
آشنايى نسل كنونى انقلاب با چهره نورانى علمى و سياسى و جهادى و اخلاقى اين شخصيت بزرگ مى تواند برگ زرين تازه اى از كتاب قطور افتخارات ملى ايرانيان را در برابر چشم آنان بگشايد و آنان را با تجربه هاى پيشين خود كه براى امروز و آينده درس و سرمشق است, هرچه بيشتر آشنا سازد.
مرحوم آيت اللّه العظمى آقا سيد عبدالحسين لارى در ميان علماى معاصر خود از امتيازات ويژه اى برخوردار بوده است و به گمان زياد همين ويژگيها موجب آن شده است كه ميرزاى بزرگ (مجدد شيرازى) او را از سامرا و از حلقه گرم تعليم و تعلم آن حوزه بزرگ و از ميان شاگردان خود برگزيده و به منطقه فارس و بوشهر كه خود از وضعيت حساس آن بخوبى مطلع بوده است, گسيل دارد.
آن روز منطقه فارس و بوشهر اسير سلطه جبار نظاميان انگليسى بود و اين قطعه خونين از ميهن و ملت ما از اشغال خشن و ظالمانه نظاميان و سياستمداران انگليسى در رنج و مصيبت مى زيست, مرحوم سيد عبدالحسين لارى پرچم جهاد و مبارزه با اشغالگران را برافراشت و اولين نمونه كوچك, ولى پرمعنا از حكومت اسلامى را در اين خطه تشكيل داد.
بديهى است كه عده و عده اشغالگران انگليسى و رجال سياسى و دربارى دست نشانده آنان توانستند بر مجموعه كوچك و مومن ولى تهيدست پيرامون سيد بزرگوار فائق آيند و آن بزرگوار و خانواده اش را به محنتى سخت دچار كنند, ولى نداى حق طلبانه و ظلم ستيز آن عالم دينى راستين را نتوانستند خاموش سازند و آن روحانى جليل القدر يك بار ديگر در جريان مشروطيت ايران, حضور, روحيه قوى, ذهن روشن و درك عميق خود از قضاياى كشور را به نمايش گذاشت و علم عدالتخواهى و مبارزه با استبداد قاجارى را در منطقه فارس برافراشت.
بى شك مرحوم آيت اللّه العظمى سيد عبدالحسين لارى يكى از فقهاى بزرگ و كم نظيرى است كه بطور يكسان عرصه علم, دين و صحنه جهاد و سياست را با مشعل فروزان وجود خويش روشن ساخته است. او يكى از مفاخر حوزه هاى علميه و يكى از شخصيت هاى برجسته تاريخ ايران است.
سزاست كه درباره ابعاد علمى و اخلاقى و جهادى و سياسى اين شخصيت بزرگ تحقيق و تفحص شايسته صورت گيرد و اندكى از حق عظيم او و خاندان با فضيلتش ادا شود.
توفيقات همه حضار محترم بخصوص دست اندركاران اين گردهمايى را از خداوند متعال خواستارم.
والسلام عليكم و رحمةاللّه
سيد على خامنه اى
٢/٢/٧٧
پس از قرائت پيام رهبر انقلاب امام جمعه و استاندار لار به ايراد سخن پرداختند.
آقاى عطاءاللّه مهاجرانى وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى در پايان اجلاس افتتاحيه اين كنگره با برشمردن فضائل و ويژگيهاى زندگانى آيت اللّه سيد عبدالحسين لارى در سالهاى پر حادثه ١٣٣٠ تا ١٣٣٢ قمرى اين سالها را سالهاى قابل توجه اى در زندگى ايشان دانست و به پژوهشگران و محققين جوان توصيه نمود چنانچه فرصت كافى جهت تامل در تمام زندگانى مرحوم آيت اللّه سيد عبدالحسين لارى را ندارند حداقل وقايع زندگى ايشان را در فاصله اين سالها مورد مطالعه قرار دهند چرا كه آنچه سبب شكست نهضت مرحوم سيد لارى گرديد وقايع اختلاف انگيزى است كه در اين سالها اتفاق افتاده است.
مهاجرانى اختلاف در صفوف يك پارچه حاميان نهضت مرحوم سيد عبدالحسين لارى و درگيرى بين مجاهدان و سرداران سپاه ايشان را دسيسه دشمن جهت براندازى حكومت ولايت فقيه سيد لارى دانست و تاكيد كرد, دشمن هميشه در مقابل حكومتهاى دينى از حربه اختلاف و دودستگى بيشترين بهره را مى برد و ما از برگزارى اين كنگره اگر همين يك درس را بگيريم, كافى است.
در اجلاس عصر پنج شنبه سوم ارديبهشت حجت الاسلام احمدى فقيه يزدى در خصوص نظريات فقهى آيت اللّه لارى, دكتر مهدى محقق پيرامون برخورد دانشمندان اسلامى با مسائل علمى و همچنين دكتر خيرانديش پيرامون لار, جغرافياى زمينى و تاريخ دريا و حجت الاسلام نبوى رئيس مركز بوشهرشناسى سخنرانى كردند. سپس حجت الاسلام على دوانى طى سخنانى به دورنمايى از شخصيت علمى, دينى و سياسى آيت اللّه لارى پرداخت.
در حاشيه اين همايش نمايشگاهى از اسناد قيام جنوب نيز كه به سيره و روند مبارزاتى سيد لارى مى پردازد تشكيل شد كه مورد استقبال شركت كنندگان قرار گرفت.
آيت اللّه سيد عبدالعلى لارى امام جمعه لار نيز در اين كنگره گفت: آيت اللّه العظمى سيد عبدالحسين لارى از پيشگامان ايجاد حكومت اسلامى در كشور بود و اين از بركات اسلام و جمهورى اسلامى است كه به زنده كردن نام بزرگانى چون علامه مجاهد همت گمارده مى شود.
آيت اللّه العظمى سيد عبدالحسين لارى از مراجع شيعه و از سياستمداران پرهيزگار اسلام در قرن اخير است. وى در سوم ماه صفر سال (١٢٦٤هـ.ق) در خانواده اى روحانى در نجف اشرف ديده به جهان گشود و طى ٧٨ سال حيات خود خدمات ارزنده و شايسته اى به جامعه اسلامى كرد. سيد عبدالحسين لارى از سياستمداران دين گرا و ظلم ستيز مطرح بود و پس از ورود به منطقه لارستان رهبرى مردم ستمديده جنوب ايران را بر عهده داشته است.
آيت اللّه لارى و مجاهدين همراهش در سالهاى ١٣٢٣ تا ١٣٣٣ بيشترين ضربات را بر پيكر استعمار انگليس وارد ساخت و صحنه هايى زيبا و فراموش نشدنى در اين جهاد از خود برجاى گذاشت. اعلام جهاد بر عليه محمد على شاه, چاپ تمبر و ضرب سكه حكومت اسلامى از جمله اقدامات ايشان در دوران حكومت اسلامى لارستان بوده است.
سيد مجاهد در ١٥ ارديبهشت ١٣٠٣ در شهر جهرم فارس بدرود حيات گفت و در همين شهر نيز به خاك سپرده شد.
پاره اى از شركت كنندگان در كنگره ابراز مى كردند بهتر بود حداقل يك روز هم كنگره در قم برپا مى شد چون چهره فقهى و علمى سيد لازم بود در حوزه قم معرفى شود و در لار فقيهان بلندپايه يا شركت نداشتند و يا سخنرانى نكردند و نتيجتاً چهره علمى سيد بخوبى در كشور منعكس نشد.
ديگر اينكه اگر برگزارى كنگره تأخير مى افتاد تا اينكه آثار علمى سيد در اختيار محققان قرار مى گرفت و براساس آنها مقاله مى نوشتند تا حد زيادى در معرفى سيد لارى مؤثرتر بود.
همچنين بهتر بود پس از چاپ همه آثار سيد, كنگره برگزار مى شد. در اين خصوص, متوليان كنگره ابراز مى داشتند كه تعداد بسيار اندكى از رساله ها كه چاپ نشده بدين علت است كه قرار بود يكى از فضلا كه تصحيح آنها را به عهده داشت آنها را پيش از برگزارى كنگره در اختيار متوليان كنگره قرار دهد ولى هنگامى كه موعد فرا رسيد و مدت كمى تا برگزارى كنگره بود ايشان به وعده خود وفا نكرد و تلاش بسيار و طاقت فرساى متوليان كنگره براى جلب موافقت ايشان به جايى نرسيد. مجمع جهانى بزرگداشت نودمين سال روز ولادت شهريار شاعر زنده ياد
به مناسبت نودمين سال تولّد زنده ياد شاعر توانا و سخنور نامى استاد سيّد محمد حسين شهريار تبريزى كنگره اى چهار روزه از ٢٥ تا ٢٨ فروردين سال جارى در تهران و زادگاه او تبريز برگزار گرديد كه نزديك به پانصد نفر از نخبگان ادبى داخلى و خارجى در آن شركت داشتند.
بيشترين مهمانان شركت كننده از كشورهاى تازه استقلال يافته آسياى ميانه: جمهورى آذربايجان, تركمنستان, تاجيكستان و كشور همسايه تركيه بودند. در اين همايش جهانى تعداد هشتاد مقاله مبسوط به كنگره ارائه شده بود كه از برخى از آنها استفاده شد و در پايان مجموعه اى به نام (شهريارشناسى) در مورد استاد شهريار انتشار يافت.
در نشست هاى تبريز شور و شوق مردم آذربايجان شرقى به حدّى بود كه سالن هاى متعدد باشگاه شركت نفت از جمعيت پر شد و مردم به وسيله بلندگوها در محوطه حياط و خيابان ها مستمع بيانات گويندگان و سخنرانان محفل بودند. اين استقبال پرشور جوانان و نسل حاضر جهت دريافت پيام انسانى و ادبى شهريار از اين رو بود كه:
اوّلاً: شهريار شاعر دل ها و بيانگر احساسات, عواطف و علايق درونى مردم است. وقتى سخن از شهريار مى رود در واقع سخن از احساسات و خواسته هاى عموم مردم مى رود كه مى خواهد به نوعى احساسات درونى خود را به صورت زيبا در قالب شعر نشان دهد.
ثانياً: شهريار با سرودن اشعارِ ولائى و در مورد اهل بيتِ عصمت و طهار(ع) بويژه شعر معروف (على اى هماى رحمت/ تو چه آيتى خدا را…), خود را جزء شاعران درجه اول مادح اهل بيت(ع) رقم زده است و مردم ما نيز عاشق اهل بيت(ع) و عاشق خدمتگزاران و مادحين حقيقى اهل بيت(ع) هستند و جاودانگى اشعار او به صورت عمده به اين نكته اساسى و ظريف برمى گردد.
ثالثاً: شهريار با سرودن اشعار (حيدربابايه سلام) و (سهند), خود را به صورت يك شاعر بزرگ آذرى درآورده است, و ارادت بخش وسيعى از مردم به او, هم از اين روست.
وزير فرهنگ و آموزش عالى جمهورى آذربايجان در اين همايش مى گفت: (امروز اشعار شهريار در اين جمعيّت بالغ بر هشتصد ميليون نفر از ايران, تركيه, كشورهاى آسياى ميانه, اروپا خواننده دارد و در كوچه و بازار باكو بچه هاى پنج ـ شش ساله هم اشعار حيدربابا را ترنّم و از حفظ مى خوانند و اين نفوذ ادبى روز به روز در حال گسترش است به حدّى كه حيدرباباى او به بيش از ده زبان زنده دنيا ترجمه شده است.) اين مقبوليت ادبى و نفوذ گسترده و وسيع او به ادبا و شاعران جوان ما اين فرصت را مى دهد تا در راز موفقيّت او تأمّل و انديشه كنند و او را الگوى كار خود قرار دهند. همايش اسلام و نسل جوان
به مناسبت شهادت استاد شهيد مرتضى مطهرى, روز دوم تا سوم ارديبهشت ماه همايش علمى ـ فرهنگى تحت عنوان, كنگره اسلام و نسل جوان در دانشگاه نفت محمودآباد مازندران برگزار شده كه از سوى نمايندگان نهاد رهبرى در دانشگاه صنعت نفت اداره مى شد. در اين همايش اساتيد بزرگوار حوزه و دانشگاه حضور داشتند. برخى از شخصيت هاى ارزشمندى كه در اين همايش حضور داشتند, و مقاله ارائه دادند عبارتند از: دكتر احمد احمدى, دكتر رجبى (اعضاى شوورايعالى انقلاب فرهنگى), دكتر احمد بهشتى و دكتر شيخ الاسلام (از اساتيد دانشگاه), آقاى قرائتى, مهندس چمران, محمد دشتى, خانم دباغ (نماينده مجلس شوراى اسلامى), و جمعى ديگر از حوزه و دانشگاه كه با مقالات ارزشمند خود اين همايش علمى را در يك محيط صميمى و باصفا با حضور دانشجويان و مردم مشتاق محمودآباد غناى بيشترى بخشيديد. طبق وعده مسؤولان برگزاركننده, مقالات ارائه شده به زودى چاپ و در اختيار مسؤولان و مردم علاقه مند قرار خواهد گرفت. عقيقى بخشايشى